سخنان پرمعنی حضرت خامنه ای
نظام جمهورى اسلامى
انقلاب و اسلام
آنچه که این کشور را نجات مىدهد، اسلام است؛ همچنان که در دوران دفاع مقدس، آنچه که این ملت را نجات داد، اسلام بود.
اتحاد مسلمین و صفاى دل آنان، شرط اصلى اعلاى کلمهى اسلام است.
اسلام این مردم را به خیابانها آورد؛ شاه را سرنگون کرد و حکومت را به آنها داد.
انقلاب بزرگ اسلامى ما، تمام مسلمانان دنیا را امیدوار کرده است.
ایستادگى و مقاومت، تنها راه دفاع از اسلام و انقلاب است.
با تمام وجود از اسلام و انقلاب و نظام دفاع کنید.
براى تداوم انقلاب و خط امام به مجاهدت سختترى نیازمندیم.
حفظ نظام از واجب ترین فرائض است.
ملت ایران قدرت دارد اسلام و جمهورى اسلامى را حفظ کند.
میراث حضرت امام، نظام جمهورى اسلامى است.
نظام جمهورى اسلامى محصول تلاش عظیم امام و امت است.
همهى مسلمین در مقابل اسلام بدهکار و مسئولند.
آزادى
آزادى فکر و بیان یکى از ارزشهاى انقلاب بود.
اساس مسئله براى یک ملت، استقلال و آزادى است.
استقلال و آزادى به بهترین وجه در کشور ما وجود دارد.
امروز خوشبختانه در ایران، آزادىِ فکر کردن و فکر را بیان کردن، در دنیا کمنظیر است.
عقیدهى ما بر این است که رشد و تکامل انسانها بدون فضاى آزاد امکان ندارد؛ در فضاى استبدادى امکانپذیر نیست که افراد و جامعه رشد کنند؛ استعداد انسانها باید در فضاى آزاد رشد کند؛ انسانها هم در این فضا تعالى و تکامل پیدا مىکنند.
کجرویها و انحرافها دیده شود تا به نام آزادى دچار بىبندوبارى نشویم؛ چون آزادى مرز بسیار ظریف و دقیقى با بىبندوبارى دارد؛ باید مراقب بود که به عنوان و نام آزادى در گرداب بىبندوبارى نیفتیم؛ زیرا بىبندوبارى در نهایت منتهى خواهد شد به نفى آزادى و هرج و مرج؛ وجود استبداد، تحمیل و فشار را توجیه و زمینه را براى استبداد فراهم مىکند.
ما براى آزادى خیلى احترام و ارزش قائلیم و به صورت مبنایى هم معتقدیم که آزادى باید در جامعه باشد؛ آزادى فکر، عقیده و رفتار.
ما به معناى حقیقى کلمه به آزادى و وجود آن معتقدیم؛ منتها آزادى یک مسئله است؛ عدم مدیریت، عدم نظارت و عدم دقت در آنچه مىگذرد، مسئلهى دیگرى است.
مراد از آزادى همان آزادى بیان و آزادى فکر است.
ملت ایران مزهى استقلال و طعم آزادى و عزت را چشیده است.
استقلال
آدم مستقل وابسته به خدا است.
اساس مسئله براى یک ملت، استقلال و آزادى است.
استقلال فرهنگى، مهمتر از استقلال سیاسى و اقتصادى است.
استقلال ملت و کشور، به تلاش و زحمت کارگران بستگى دارد.
استقلال و آزادى به بهترین وجه در کشور ما وجود دارد.
استقلال یک ملت جز با استقلال فرهنگى تأمین نمىشود.
باید بتدریج به سمت استقلال کامل اقتصادى برویم.
تا رسیدن به یک استقلال اقتصادى کامل، هنوز فاصله داریم.
ملت ایران مزهى استقلال و طعم آزادى و عزت را چشیده است.
هدف جمهورى اسلامى، تضمین استقلال کامل ملت است.
هر ملتى که دم از استقلال بزند، دشمن استکبار به حساب مىآید.
اصلاحات
اصلاحات، یا اصلاحات انقلابى و اسلامى و ایمان است و همهى مسئولان کشور، همهى مردم مؤمن و همهى صاحبنظران با این اصلاحات موافقند؛ یا اصلاحات، اصلاحات امریکایى است و همهى مسئولان کشور، همهى مردم مؤمن و همهى آحاد هوشیار ملت با آن مخالفند.
اصلاح این است که هر نقطهى خرابى، هر نقطهى نارسایى، هر نقطهى فاسدى، به یک نقطهى صحیح تبدیل شود.
اگر اصلاحات، پیشرفت و نوآورى براساس ارزشهاى انقلاب نباشد، جامعه دچار ناکامى خواهد شد.
انقلاب، خودش یک اصلاح بزرگ است.
تداوم اصلاحات، در ذات و هویت انقلاب نهفته است.
همهى انسانهایى که از هر فسادى رنج مىبرند، دلشان با این شعار مىتپد و طرفدار اصلاحاتند.
انتخابات
متن کامل کتاب «معیارهای یک انتخاب»
آزادانهترین انتخابات، مستقلترین مجلس، مردمىترین حکومت، در جمهورى اسلامى است.
انتخابات مجلس مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود و کشورشان است؛ چون مجلس مرکز قانونگذارى است.
انتخابات و مجلس شوراى اسلامى مهم است.
اهمیت انتخابات مجلس این است که شما با انتخاب نمایندهى مجلس، در واقع سرنوشت کشور را در چهار سال آینده رقم مىزنید.
حضور مردم در صحنهى انتخابات و رأى دادن، خود یک کار سیاسى است که مردم باید انجام بدهند.
دشمن مىخواهد مجلس ضعیف باشد و انتخابات شور و شوق نداشته باشد و رأىدهندگان کم باشند.
شرکت در انتخابات یک وظیفه است.
قشرهاى مختلف مردم کوشش کنند که امر انتخابات و مجلس را همیشه مهم بشمارند.
همچنانى که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم تکلیف الهى است.
تشکلها، احزاب، مسائل جناحى
امام، اهل تشکیلات و حزب و امثال آن نبود؛ اما تدبیر زیادى داشت.
خصوصیت و فرق یک تشکیلات انسانى با ماشین این است که ماشین ارادهیى از خود ندارد. ... ولى دستگاه انسانى و بشرى اینگونه نیست. در هر بخشى یک اراده وجود دارد. ... همهى این ارادهها باید کار کنند. ... آقایانى که در بخشهاى مختلف مشغول هستید، کمال جد و جهد را بکنید، تا آن کارى که به عهدهى شماست، به بهترین وجهى انجام بگیرد.
سه وظیفهى اساسى بر دوش تشکلها [ى دانشجویى] است: یکى اینکه مجموعهى دانشجویى را از لحاظ روحى و معنوى تغذیه کنند. ... مسئولیت دوم، مسئولیت سیاسى است. ... مسئلهى سوم ... رابطهى شماها با خودهایتان.
مسایل جناحى و گروهى را کنار بگذارید.
هیچ گروهى نباید به فکر باشد که آن گروه دیگر را نفى بکند. من همیشه گفتهام که تشکلها، گروهها و مجموعهها، حق اثبات خود را دارند؛ اما حق نفى دیگران را ندارند.
آفت جوامع بشرى این است که کسانى با داشتن پول، با داشتن پشتیبان، با داشتن قوم و عشیره - چه قوم و عشیره به شکل قدیمى آن، چه قوم و عشیره به شکل مدرن و امروزى آن؛ یعنى حزب بازى و گروه بازى - حقوق عمومى را ندیده بگیرند؛ حق مردم را تضییع کنند؛ فرصتها را منحصراً به اشغال خود در بیاورند و جلوى عدالت را بگیرند.
متأسفانه حرف جناح و خط و خطوط، بیش از اندازه همهگیر شده است. البته یک مقدارش بد نیست؛ نمکى است در مجموعهى نظام! به قول خودشان، جناح راست، جناح چپ؛ افتخار هم مىکنند. بنده از این اسمها - راست و چپ و امثال اینها - هیچ خوشم نمىآید. وقتى خیلى همهى شئون زندگى را بگیرد، حقیقتاً دیگر کسل کننده و زننده مىشود. نبایستى روى این جناح و اینطور چیزها خیلى تکیه کرد.
بیدارى
اگر ما بیدار باشیم، غفلت و یااشتباهى نکنیم، دشمن نمىتواند کارى بکند.
امروز روز بیدارى ذهنهاست.
امروز کشور و ملت احتیاج دارد به این که مردم، تیزبین ، هوشیار، بیدار و دشمنشناس باشند؛ بفهمند دشمن چه مىکند.
امروز نیاز زمانه در درجهى اول، هوشیارى و بیدارى و آگاهى و حفظ جرأت و قدرت اقدام است.
بیدارى و آمادگى ملت، دستور اسلام است.
دشمن بیدار است، شماها هم باید بیدار باشید.
وقتى دشمنِ معاندِ بیدارى در مقابل ماست، ما باید لحظه به لحظه بیدارى خود را حفظ کنیم.
وقتى یک نسل بیدار شد، چه در میدان بیاید و پیش برود، و چه سرکوبش کنند و توى خانه بنشیند، باز برنده است.
همچنانى که دشمن در دشمنى کردن، روشهاى خود را تغییر مىدهد، ما باید هوشیارى و بیدارى خود را زیاد کنیم.
یکى از علامتهاى بیدارى یک ملت این است که لحظهها را بشناسد و بفهمد اهمیت این لحظه چقدر است.
خشونت
اگر منکر بزرگى باشد، برخورد حکومت احیاناً ممکن است برخورد قانونى و خشن هم باشد. قوّت و اقتدار و سرپنجهى پولادین با مردم ضعیف بد است؛ دست خشن، هنگام چیدن گلبرگ مضر است؛ اما هنگام جابهجا کردن صخرهها لازم است. بگذارید آدمهایى که متخلفند، احساس ناامنى کنند.
اتحاد
اتحاد مسلمین و صفاى دل آنان، شرط اصلى اعلاى کلمهى اسلام است.
اتحاد مسلمین، به معناى انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامى و فقهى خودشان نیست؛ بلکه اتحاد مسلمین به دو معناى دیگر است که هر دوى آن باید تأمین بشود: اول این که فِرَق گوناگون اسلامى )فِرَق سنى و فِرَق شیعه( ... حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم این که فِرَق گوناگون مسلمین سعى کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهى را باهم مقایسه و منطبق کنند.
در عین این که دولتها و قدرتها و ادارهکنندگان جهان، براى مصالح دولتها و مسایل سیاسى خود، به سمت وحدت پیش مىروند، تمام تلاشهاى استکبار در جهت تضعیف ملتها و بخصوص ملت اسلام و ایجاد اختلاف بین اینها بهکار مىرود.
مأموریت سلاطین فاسد، ممانعت از اتحاد مسلمانان است.
رسانه ها
تبلیغات
البته ما از جهات مختلف هیچ انتظار نداشتیم که این ارتدادها و بریده شدنهاى به این معنا وجود نیاید: اولاً به خاطر اینکه تبلیغات جهانى علیه این راه زیاد است؛ ثانیاً به خاطر اینکه پشتوانهى آن تبلیغات جهانى، احساسات درونى خود انسان است؛ انسان میل به دعت، راحت، ثروت و عشرت دارد. راهى که انسان باید سخت در آن حرکت کند، با این چیزها نمىسازد؛ بنابراین جنود جهل در وجود انسان به غرایز نفسانى مؤید است؛ در حالى که جنود عقل مؤید به آن غرایز نیست. بنابراین تعجبى ندارد که ما به کمک غرایز و میل به دعت، آسایش، بىدغدغگى و زندگى راحت خود، مغلوب جنود جهل شویم. جهت سوم این است که ما در تبلیغات، آدمهاى خیلى متبحر و ماهرى نبودیم؛ شیوههاى علمى را بلد نبودیم تا بتوانیم آنچنان فضاى افکار عمومى را در خدمت انقلاب قبضه کنیم تا کسى نتواند این فضا را علیه انقلاب و به زیان آن در تصرف بگیرد. بنابراین، این حالت به وجود آمده و زاویه زدنها زیاد شده است.
تردید نسبت به آینده، ترفند تبلیغاتى دشمن است.
حقیقتاً الان این کسانى که تبلیغات اسلامى مىخواهند بکنند، به نظر من اگر یک دوره آثار مرحوم شهید مطهرى را نگاه بکنند، به چیزى احتیاج ندارند.
سلامت محیطهاى کارى با تبلیغات اسلامى و فعالیت صحیح انجمنهاى اسلامى تأمین و تضمین خواهد شد.
ما مسلمین، به شیوههاى تبلیغاتى دشمن وقوف پیدا نکردهایم.
مطبوعات
آنچه که از مطبوعات یک جامعه مورد انتظار است، این است که معلومات مردم را بالا ببرند.
این کار و این مسئولیت به معناى اثرگذارى مستمر برروى ذهن و فکر یک مجموعهیى از مردم است که همین داراى اهمیت است؛ هر چند آن مجموعه وسیع نباشد و کوچک باشد.
[روزنامه] وسیلهى بسیار مؤثر و برّایى است.
کار مطبوعات به خاطر همین تأثیرى که بر روى ذهن و به تبع آن عمل و رفتار یک مجموعهیى از مردم دارد؛ نمىتواند به عنوان یک شغل محض و شغل کاسبانه مطرح بشود.
رادیو و تلویزیون
صدا و سیما، باید استقلال فکرى و عملى ملت ایران، نظام جمهورى اسلامى و اصل «نه شرقى و نه غربى» را با ارایه ى فرهنگ و اندیشه و هنر خودى و اصیل و غنى، ترویج و تحکیم کند.
صدا و سیما، باید ... در برابر فرهنگ و هنر و اندیشهى تحمیلى و بیگانه، حالت تهاجمى داشته باشد.
صدا و سیما، ... باید با انتخاب بهترین شیوهها و بلیغترین زبانها، غبار غربت و انزوا را از چهرهى مفاهیم عمیق اسلام و حقایق درخشانِ قرآن بسترد و ارمغانى را که ملتهاى مسلمان در سراسر جهان، از نظام جمهورى اسلامى انتظار مىبرند؛ در دسترس آنان قرار دهد.
در ارایهى تصویر و صدا، لازم است از هر گونه ارایهیى که متضمّن بدآموزى در اندیشه و رفتار باشد، اجتناب شود تا این ابزار مهم و همگانى، وسیلهى فساد و افساد نگردد.
صدا و سیما نه وسیلهیى صرفاً براى سرگرمى یا خبررسانى، که مدرسهیى عمومى براى همهى قشرها در سراسر کشور است و برنامههایى که از آن پخش مىشود چه مثبت و چه منفى، آثارى عمیق در روحیه و فکر و رفتار و فرهنگ و بینش مخاطبان خود بر جاى مىگذارد.
اطلاعرسانى و خبر، یکى از وظایف عمدهى صدا و سیما است.
تنوع و جذابیت در صدا و بخصوص سیما شرط لازم توفیق آن رسانه است، ولى این نباید موجب گرایش به شیوههاى زیانبخش و مخرب گردد.
خبرنگار و خبررسانى
خبرنگاران لحظات نابودشدنى و زوالیافتنى را تثبیت و ابدى مىکنند.
گزارشگرى و خبررسانى، یک حرفهى باارزش است.
خبرنگارى که در دشوارترین مناطق وارد عرصهى خبررسانى مىشود و خود را به آب و آتش مىزند، نمىشود فرض کرد او صرفاً در صدد فرونشاندن آتش کنجکاوى شخصى است، یا براى بهدست آوردن یک مابهازاى مالى تلاش مىکند.
هر حادثه وقتى در چاردیوارىِ سکوت و بىاعتنایى و غفلت قرار بگیرد، خواهد مرد و فراموش خواهد شد. پایدار شدن حوادث بستگى دارد به اینکه مبلّغان و خبررسانانى امین، صادق و با انگیزه داشته باشند.
به مسئلهى خبررسانى باید به این چشم نگاه کرد که به نیت ترویج خیر باشد.
در دعا مىخوانیم: «افضل زاد الرّاحل الیک عزم ارادة»؛ برترین توشهى رهروان این راه، عزم و اراده است. اگر این اراده و عزم وجود داشته باشد، نیروها در وجود انسان بهکار مىافتند؛ استعدادها شکوفا مىشوند و فکر و جسم - هر دو - کار مىکنند. ... کار کسانى که در عالم خبر و گزارش و کارهاى ذهنى و فکرى در ارتباط با مردم هستند، از این جهت بسیار اهمیت پیدا مىکند.
خبرگزارى
خبرگزاریهاى عمده دنیا، در دست صهیونیستها و سرمایهداران عمده است.
خبرگزارى باید درست مثل نبضِ دستگاه عمل کند. ... بسیار دقیق و منظم. موارد زاید، اخبار ضعیف و گزارشهاى غیر مربوط به مسائل اصلى کشور، باید بر کنار باشد. خبرها در جهت سیاستهاى جارى باید تنظیم و مرتب شود. خبرهاى خارجى یا خبرهاى دنیا را که مىگیرید، عین آنچه که این چند خبرگزارى صهیونیستى معروف دنیا در کانال خبرىشان مىریزند، داخل ذهن مردم تلمبه نکنید! بررسى کنید ببینید این چیزى را که فلان خبرگزارىِ فلان جا گفته، صحیح است؟
سیاست خارجه
استکبار
استکبار، یعنى گردن کلفتى و قلدرى و آدمکشى و شرم نکردن و ابا نکردن و تجاوزِ توأم با وقاحت و سر را بالا گرفتن و سینه را سپر کردن.
امروز که شما به کل نظام غربى نگاه مىکنید، از این خصوصیت استکبار و سلطه، نشانههایى را مىبینید. البته، در دنیا هیچ دولتى پُرروتر و وقیحتر از رژیم امریکا، سلطه و استکبار را آشکار نمىکند؛ اما این خصوصیت، مخصوص امریکا هم نیست. در کل نظامهاى غربى و کسانى که تابع آنها هستند - مثل دولتهاى ارتجاعى و وابسته و نظامهایى که براى خودشان قدرتى هستند - خصوصیات سلطه خودش را نشان مىدهد؛ اگر چه دنیا آنها را بهعنوان ابرقدرت نپذیرد.
امریکا و استکبار جهانى همچنان در فکر این هستند که سلطهى خودشان را به هر شکلى که بتوانند، به این ملت برگردانند.
این طبیعت نظامهاى قلدر است که با هر ملت استقلالطلب به ستیز برخیزند.
تسخیر لانهى توطئه و جاسوسى ... جهادى ابتدایى بود علیه استکبار ... و بطلان تلقینات دهها سالهى آنان براى مرعوب کردن ملتها.
ما در دنیا اعلام کردهایم که انقلاب اسلامى، با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، یعنى اینکه دولتها و قدرتهایى زور بگویند و ملتها و گروهها و کشورها و دولتهایى، آن زور را قبول کنند. طرفین، طرفین نظام سلطهاند و ما نظام سلطه را رد کردیم و رد مىکنیم و با آن به مبارزه بر مىخیزیم. ما در نظام سلطه، طرفین را مقصر مىدانیم؛ هم سلطهگر و هم سلطهپذیر را. استکبار، به معناى همین نظام سلطه است.
آمریکا
امریکا و استکبار جهانى همچنان در فکر این هستند که سلطهى خودشان را به هر شکلى که بتوانند، به این ملت برگردانند.
دولت امریکا امروز در چشم ملت ایران، منفورترین دولتها بعد از دولت غاصب صهیونیستى است.
قدرت استکبارى و جهنمى امریکا ماندنى نیست و از بین خواهد رفت.
مرعوب شدن از توانائیها و اقتدارات امریکا یک چیز بسیار غلط است.
هرجا که نشانى از امریکا داشته باشد، سیهروزى و بدبختى بر مردم آنجا حاکم است.
هیچ ملتى تا به حال مثل ملت ما، رژیم مستکبر و زورگوى امریکا را تحقیر نکرد.
روابط بینالملل
ملت ما باید در روابط بینالمللى خوارى نبیند و اهانت نشود. هیچکس حقندارد اهانت به ملت ایران را در کمترین برخورد با دیگران قبول کند. اگر کسى اهانتپذیر است، براى خودش اهانتپذیر است؛ براى ملت ایران نمىشود؛ حقندارد. ملت ایران، ملتى سرافراز و بزرگ و جاندار است و نشان داده است که قدرت حضور در صحنههاى دنیا را دارد.
اگر شما ملاحظه مىکنید که امروز جمهورى اسلامى در سطح جهان و سیاست بینالملل به عنوان یک نظام پابرجا و تثبیتشده معرفى گردیده است، و یا اگر امروز کشورهاى غربى ... با طرق مختلف سعى مىکنند رضایت ملت ایران را جلب کنند و سابقهى نامطلوب خودشان در رفتار با ملت ایران را به دست فراموشى بسپارند، ... همهى این واقعیتها محصول و نتیجهى تلاشهاى گذشته و مجاهدتهاى امروز شماست.
عزت، حکمت، مصلحت
عزت و حکمت و مصلحت، یک مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بینالمللى ماست. ... عزت یعنى تحمیل هیچکس را قبولنکردن. ... حکمت، یعنى حکیمانه و سنجیده کار کردن. ... مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همهجانبه است.
اگر بخواهیم اصول سیاست خارجى را که بر پایهى عزت و حکمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرایط پیچیدهى امروز دنیا و وضع خاص خودمان تطبیق کنیم، بلاشک فراست، ابتکار عمل، پُرکارى، دقت و پایبندى شدید به اصول و آرمانها، جزو وظایف عمومى دستگاه دیپلماسى ماست.
صهیونیست، فلسطین
امریکا در همهى جنایاتى که امروز در فلسطین اتفاق مىافتد شریک جرم است.
انتفاضهى ملت فلسطین، قیام یک ملت است.
باید تا مطلعالفجر نجات ملتهاى مسلمان، مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطین دست از تلاش نکشیم.
رژیم صهیونیستى رژیمى گستاخ و وحشى و بىاعتنا به قوانین انسانى و مقررات بینالمللى است.
ظلمى که امروز به ملت فلسطین مىشود، هیچگاه به مجموعهى یک ملت نشده است.
علاج زخم فلسطین فقط قطع غدهى سرطانى حکومت صهیونیستى است و این کاملاً ممکن است.
غده سرطانى اسرائیل را تنها از طریق همین مبارزات مىتوان ریشهکن ساخت.
فلسطین اکنون صحنه دلاورى مظلومانه و غریبانه یک نسل و ملت مظلوم است.
فلسطین پارهى تن اسلام است.
ما اعلام مىکنیم که حتى یک روز و یک ساعت با دولت غاصب و غیرقانونى و خبیث اسرائیل دوستى و محبت و کوچکترین رابطه نداشته و نخواهیم داشت.
ما جهاد با صهیونیستها را واجب مىدانیم.
ما خود را همواره نسبت به ملت مقاوم و مظلوم لبنان داراى تکلیف دانسته و خواهیم دانست.
مسئلهى فلسطین مسئلهى اول بینالمللى اسلامى است.
ملت فلسطین فهمیده است که راه نجات فلسطین آماده شدن براى فداکارى است. شهادت را تجربه کرده و فهمیدهاند که دشمن در مقابل شهادتطلبى و نترسیدن از مرگ ناتوان است.
ملتهاى مسلمان به عنوان یک فریضه دینى مکلفند از قیام مردم مظلوم فلسطین حمایت کنند.
هر کجا که دفاع از فلسطین باشد، ما در آنجا حضور داریم.
امروز ملت فلسطین - زن و مرد - در صفآرایى معنوى در درون خود توانستهاند جانب معنویت را غلبه بدهند و پیروز کنند؛ و این ملت پیروز خواهد شد.
عراق
ماجراى زندان «ابوغریب» ... داغ ننگى بر پیشانى امریکاییها شد؛ و این داغ به این آسانیها پاک نخواهد شد.
صحنه عراق امروز آزمایشگاهى است براى مردم عراق و امت اسلامى. ملتهاى مسلمان امروز شاهد اتفاقات مهمى هستند که سرنوشت آنها را رقم خواهد زد و نمىتواند در مقابل این حوادث ساکت بنشینند و هیچگونه عکسالعملى نداشته باشند.
اقدام آمریکا در تعیین حاکمى بیگانه بر عراق در واقع بازگشت به همان شیوههاى کهن استعمارگرى، در عصر حاضر است.
ورود امریکاییها به عراق غلط بود، ماندنِشان غلط بود، رفتارشان با مردم غلط بود، حاکم امریکایى بر سر مردم گذاشتن غلط بود و آمدنِشان به سمت کربلا و نجف غلط بود.
حقوق بشر
امروز دولتهایى ادعاى طرفدارى از حقوق بشر را مىکنند که بزرگترین اهانتها را به بشر کردهاند! رژیمهایى داعیهى آزادى بیان و فکر را در دنیا بلند کردهاند که بزرگترین اختناقها و استبدادهاى عالم، از آثار وجو
د شوم آنهاست!
چهقدر وقیح است که امریکا و انگلیس و دولتهایى مانند آنها، ادعاى طرفدارى از حقوق بشر و احترام به آزادى انسان را مىکنند!
حرف و تعارف زیاد است، ادعاى حقوق بشر زیاد مطرح مىشود؛ اما صادقانه و واقعى نیست.
کسانى که دم از طرفدارى از حقوق بشر مىزنند و در یک چشم به هم زدن، حقوق ملتى را پامال مىکنند.
ایام
بیست و نهم بهمن
این بیدارى خیلى ارزش دارد و همین بیدارى بود که حادثهى 29 بهمن را در سال 1356 بهوجود آورد.
دههى فجر
بیستودوم بهمن تحولى در کل تاریخ بشر و در تاریخ جهان بود.
بیستودوم بهمن روز تجدید عهد با اسلام، انقلاب و ادامه راه روشن امام خمینى است.
بیستودوم بهمن و دهه فجر براى ما روز بازیابى خاطره انقلاب است.
پیروزى انقلاب اسلامى در ایران سرآغاز حاکمیت ارزشهاى معنوى بوده است.
در دههى فجر، اسلام تولدى دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطهیى تعیین کننده و بىمانند به شمار مىرود.
در واقع با ورود امام بزرگوار، این نظام پوسیدهى فاسد و اصل نظام پادشاهى ... پوچ و نابود و دود شد و از بین رفت.
دههى انقلاب از رشحات اسلام است.
دههى فجر آن آئینهیى است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد.
دههى فجر آنچنان باید برگزار شود که نمایشگر شکوه و عظمت حقیقى انقلاب باشد.
دههى فجر، دههى تجدید قواى نیروهاى انقلابى با تجدید یادها و خاطرههاى پرشکوه آن روزهاست؛ دههى تجدید عهد و میثاق ملت ما با انقلاب است؛ دههى گرامیداشت بزرگترین معجزهى الهى در این روزگارهاست.
دههى فجر، دههى فجر و طلوع انقلاب است. به همین خاطر بزرگداشت آن بایستى بااهمیت انجام بگیرد.
دههى فجر عیدى است که یک تاریخ سرتاپا ظلم و طغیان را قطع کرد.
دههى فجر مقطع رهایى ملت ایران است.
دههى فجر و بیستودوم بهمن را قدر بدانید.
روز دوازدهم [بهمن] به یک معنا، روز شروع قدرت اسلام است.
مراسم روز بیستودوم بهمن براى ما جزو حساسترین و پرمعناترین مراسم است.
خاطرهى پیدایش و ولادت انقلاب، همراه با دورهیى از معارف انقلاب است.
پانزدهم خرداد
حضرت امام قیام مردم در پانزده خرداد را راهگشاى حرکت انقلاب قرار داد.
امروز بعد از چهل سال که از واقعهى پانزدهم خرداد مىگذرد، شما ملاحظه مىکنید که نهضت مظلوم امام، دنیاى اسلام را فراگرفته است.
سوم خرداد
سوم خرداد یک روز فراموش نشدنى است.
یکى از همین آقایان که رئیسجمهور یک کشور آفریقایى و جزو شخصیتهاى برجستهى سیاسى آفریقا و بلکه دنیا محسوب مىشد، خصوصى به من گفت شما با پیروزى در خرمشهر، معادلهها را عوض کردید و امروز دنیا به چشم دیگرى به شما نگاه مىکند.
سیزدهم آبان
تسخیر لانهى توطئه و جاسوسى ... جهادى ابتدایى بود علیه استکبار ... و بطلان تلقینات دهها سالهى آنان براى مرعوب کردن ملتها.
تسخیر لانهى جاسوسى جهادى ابتدایى علیه استکبار بود.
در چنین روزى در بحبوحهى طلوع خورشید حق و عدل، که با مشعلگردانى و تدبیر الهىِ آن رهبر نستوه، از روزن دلهاى یکایک مردم این مرز و بوم سرکشیده بود، دست شوم استکبار، خشمگین و سرگردان، بىتدبیر و هدف، جمعى از نونهالاندانشآموز را هدف گرفت و مشتى برگهاى نورس بهارى را بر زمین ریخت، تا خون آن جگرگوشگان معصوم، باز همزودتر دامن دیوان آدمىخوار را بگیرد و موج خشم آگاهانهى مردم، خس و خاشاک راه پیروزى را بروبد.
در روز سیزدهم آبان دست نیرومند انقلاب گریبان استکبار را گرفت و آن را از مسند موهوم شکستناپذیرى به زیر کشید.
در شب سیزدهم آبان، دستهاى آلوده و خشن استکبار، امام جبههى حق را که همهى کاخنشینان را به مبارزه دعوت مىکرد، ربود.
در میان ایاماللَّه انقلاب که یادگارهاى دوران مبارزهى بیستوچند سالهى ملت شجاع و پیروز ما و هر کدام حامل خاطرهیى و پرتوى از امام راحل عظیم ماست، سیزدهم آبان، داراى ابعاد متنوعتر و پیامهایى عمیقتر و بنیانىتر است.
شما دانشجویان و دانشآموزان و جوانان، براى نسل آینده و دورهى بعد، پایههاى اصلىِ انقلابید.
روز سیزدهم آبان به عنوان یک عید شناخته نمىشود، اما به عنوان یک روز ملى شناخته مىشود.
اولین مضمون سیزده آبان عبارت است از رویارویى رژیم امریکا با نهضت اسلامى و بیدارى اسلامى.
روز قدس
در روز قدس باید فریاد مرگ با امریکا، اسرائیل و ارتجاع فضاى سراسر کشورهاى اسلامى را پر کند.
روز قدس باید روز آمادگى براى آزادسازى قدس باشد.
روز قدس را گرامى بدارید و آن را بزرگ بشمارید.
روز قدس روز آرمانها و اهداف مقدس و اسلامى این امت است.
روز قدس یکى از مهمترین روزها در جهان اسلام است.
شرکت فعالانه مسلمانان در مراسم روز جهانى قدس سبب قدرت و قوت مبارزین فلسطین خواهد شد.
ملت بزرگ ما در روز قدس با حضور یکپارچه فریاد رساى خود را در حمایت از ملت فلسطین به گوش جهانیان مىرساند.
ملت مسلمان ایران با شرکت در راهپیمایى روز جهانى قدس این روز عزیز را زنده نگه دارند.
نوزدهم دى
روز نوزدهم دى بدون شک یکى از ایاماللَّه است. این روز در تاریخِ بعد از خود و مسیر حرکت در طول انقلاب و نهضت، تأثیر اساسى داشت.
روز نوزدهم دى نقطهى عزیمت در نهضت و انقلاب اسلامى ایران است.
هفتم تیر
حادثهى هفتم تیر موجب شد که خط امام بتواند حاکمیت خود را بر عرصهى عظیم انقلاب تثبیت کند.
حادثهى هفتم تیر یک حادثهى تلخ و غمانگیز و درعینحال تعیینکننده و پرفایده براى انقلاب بود.
این حادثه نشان داد که حتى ضربههاى سهمگینى از این قبیل هم نمىتواند به استحکام بناى جمهورى اسلامى که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللى وارد کند.
منابع آوینی داد کام
- ۹۴/۰۹/۱۷